سلام به همگی. این تاخیر از تنبلی نبوده و نیست اول که سفر یه هفته ای به ایران داشتیم و بعد از برگشت هم محمود بعد از چند روز گوشش عفونت کرده بود و با اون مشغول بودم. دلم میخواد از سفرم بنویسم و از دیدارهایی که داشتم و از محمود که چقدر یهو بزرگ شده و چقدر الان دلش برای مامان بزرگش و ایران تنگه. متاسفانه تا میام بنویسم نور بیدار میشه و حرفهای من نیمه کاره تایپ شده میمونه. آدم یه موقعی حرفش میاد وقتش نیست بعد هم که میخواد بنویسه حوصله اش نیست و تمرکز نداره. شاید باید نوشته هام رو روی کاغذ بیارم و بعد تایپ کنم که فراموشم نشه. فعلا این رو داشته باشید تا باز بیام.





che naz shode noor koochooloo shabihe haman engar .tatilat ham ke khosh gozashte hamishe shad bashid
سلام مامان محمود و نور عزیز
امیدوارم که سفر ایران خیلی خوش گدشته باشه حتما برامون از سفر بنویس من هم می خوام تابستون برم و خیلی برای آرمین نگرانم که مریض نشه به خاطر گرما.
آقا کوچولوهای خوشگل و خوش تیپ ات را هم خیلی ببوس مواظب خودتون باشید.
سلام
به خدا شرمنده ام من خيلي بي معرفتم كه نيامدم تو را ببينم به خدا اگه من و شوهرم مي دانستيم اينطوري مي شه .برنمي گشتيم جم و مي امديم تهران .
اخه بايد شنبه شهرام مي رفت سر كار براي اينكه تعطيلي بين دو مرخصي داشت .پرواز هم پنجشنبه بود و بعد هم اينكه فاميل هايي كه تهران بودند گفتند كه جاده اصفهان كاشان برف هست ترسيديم بياييم و شوهرم گير كنه و ديگه !!!!!!!!!!!
به خدا حق داري هر چي بگي من اماده ام و گردنم هم از مو نازك تر است .
بعد مجبور شديم شنبه برگرديم دوباره اصفهان .راست مي گويند ادم از يك لحظه بعد خودش خبر نداره .
و اما دريغا كه نتوانستم محمود و نور را ببينم بابا چقدر دوتايي ناز تر شدند .نور كه داره مي شه كپي محمود .چقدر هر دو ناز شدند با اون چشم هاي مشكي اشان .من كه بابابييشان را نديدم اا محمود كه شبيه تو است و نور هم گمان مي كنم داره ماماني مي شه .اخه پسر به مادر مي ره .
خيلي نازند خيلي خيلي خيلي زياد .نور چه خنده اي مي كنه خيلي بايد خوش اخلاق باشه .نه .
از اون بچه هايي است كه اگه بدهند بغلت انقدر لپش را بكشي و گازش بگيري تا گريه كنه .اصلا با عكس هاي قبلي خيلي فرق كرده .طفلكي محمود و مامان جونش كه از هم دور هستند .
حالا يك ماچ به محمود و يك گاز به لپ هاي نو لطفا از طرف من
فکر خوبی کردی…من با یه آرمان سه ساله …شاید اگر سر کار نمی اومدم…نمی رسیدم در خونه ….همون که گفتی …یه دفتر یادداشت کوچولو دم دست داشته باش …و از کارها و صحبتهای بچه ها…یا مطالبی که به ذهنت میاد…نت برداری کن…..موقع نوشتن به تمرکز ات و ….کمک میکنه….
انشالله این دفعه ایران اومدیم من و آرمان هم ببینیمتون….نور و محمود جون را هم ببوس
به به، همیشه به مسافرت، همیشه به دید و بازدید…
هیچوقت به مریضی!
جیگرشونو برم این پسرهای مامانی رو
خدا بدنده. الان چطوره. نور کوچولو که مبتلا نشده انشاالله؟
امیدوارم که این دوران مریضی از خانواده ها کلاً رخت ببنده و بره پی کارش.
ببوس پسرای گلت رو از طرف من و سلام برسون به خانواده
خوش باشید
عجيب آدم را به هوس مي اندازد اين كوچولوي نازنينت ها
چه بزرگ شدن جفتشون، ماشا…
من هم با روی کاغذ نوشتن موافقم. حسش هم بهتره! تا دستم درد نگرفته بود همیشه اول روی کاغذ می نوشتم.
میام اینجا محمود و نور می بینم…دلم ضعف میره برای آوردن یه نی نی دیگه….البته با یه آرمان در خیلی کارها موندم….ولی دست خودم نیست دوست دارم آرمان یه دوست و همراه دائمی هم در زندگی اش داشته باشه….ولی بابایی اش فعلا شرایط را مناسب نمی دونه…..من هم اگر آرمان چهار سال را پشت سر بزاره دیگه برای همیشه شرایط را مناسب نمی دونم….مانده ام چه کنم……………….
راستی الان محمود و نور کوچولو خوبن که؟….ببوس شون….
elahi man ghorbone in 2 ta khoshgela behsam negashon kon che khandehaye nazi daran
ممنون به بهم قوت قلب دادي. حالش بهتر شده ولي همچنان گريه ها ادامه داره و خيلي برام سخته.
خيلي شجاعي خانوم ها. اميدوارم شاد و خوشحال باشي.
عجب عکس خوبیه, شادی و زیبایی موج می زنه توش
سلام عزیزم
خدای من پسرت دقیقا عین مصریاست
ناز اون لپشو بخورم
ممنون كه به فكر مني. اوضاع خيلي بهتر شده.
چقدر ماشاالله این دو تا پسر خوشگلتون بزرگ و ناز شدند. من چند وقتی بود نیومده بودم. همیشه به گردش.
قبل از هر چيز بايد بگم هزار ماشاالله به اين نور تپلي كه انقده ماهه …واقعا كه نور علي نور شده با اين عكسهاي شيرينش … روي ماه و لپاي تپليشو آروم ببوس …
در ضمن من يكي بي صبرانه منتظرم كه از سفرت به ايران بنويسي و بلكه دو تا دونه عكس هم بذاري كه ما مستفيذ بشيم … قبلا توصيف روي ماه خودتو و پسرهاي گلتو تو وبلاگ مامان فراز جون خوندم و كلي دلم رفته … حالا منتظر توصيفات خودت و شرح سفريم … يالله خانومي … تنبلي نكن … نور طفلكي رو هم بهانه نكن … زود بيا بنويس … بدو …
mashallah be in pesare khosh gele gol goli… mamane noor kooli dare beht hasoodim mishe… roozhaye sakht gozashte o hala to do ta khoshgele maloos dari too khune, do ta fereshte. baz ham benevis vasamoon, ma bishtar mikhaim bekhoonim…